تعداد بازدید: 2046

توصیه به دیگران 1

چهارشنبه 19 اسفند 1388-0:0

برگ انگور

...چندی پیش یکی از نهادهای فرهنگی ناظر که کارش مُدام گیر دادن به این و آن است به مغازه ای اخطار می فرستد تا تابلوی سردر مغازه که کلمه ی "برگ انگور"  روی آن نوشته را عوض کند!(يادداشتي از عبدالله شاهینی،مدرس دانشگاه های گرگان و استاد رسمی حوزه ی علمیه قم،شاغل به تدریس در حوزه ی علمیه امام خمینی گرگان)


آنجا که جهل مایه ی تمکین و سروریست / باید به روز مردم دانا گریست

کج فهمی و بد فهمی شاید تنها پدیده اجتماعی است که خنده آورترین چهره را دارد برخی آدم ها که گرفتار چنین بیماری صعب العلاجی اند به نظر می رسد،  صدها سال به مقیاس سرعت نور از جامعه دورند؛ کافی است فقط به موردی که اشاره می کنم توجه کنید؛

چندی پیش یکی از نهادهای فرهنگی ناظر که کارش مُدام گیر دادن به این و آن است به مغازه ای اخطار می فرستد تا تابلوی سردر مغازه که کلمه ی "برگ انگور"  روی آن نوشته را عوض کند و برای دُکّانش عنوان دیگری بگذارد، حالا بشنوید از دلیلی که جنابان متولّیان فرهنگ آورده اند، آنان در پاره ورقه ای که از سر لطف و جهت توضیح برای مغازه دار گردن شکسته فرستاده اند نوشته اند که

"برگ انگور مردم را به یاد شراب می اندازد و این مُنکر است و باید زدوده شود"

وه ....آدم می ماند و این همه بد فهمی که اسمش را چه بگذارد !! آن مقام فرهنگی که گویا خود را موفق به کشف عظیمی یافته و شاید هم آن را در کارنامه پر افتخارش ثبت کرده است، آیا بهتر نیست دستور دهد که هر چه نام کارد و چاقو و تیر و تفنگ و فشنگ است را محو کنند تا مبادا مردم یاد کشتن همدیگر بیافتند !!  و یا مردم دینمدار آنجا که در قرائت قرآن کریم به کلمه "شرابا طهورا"  می رسند چیزی نخوانند تا مبادا نعوذبالله یاد شراب انگوری افتند ؟!

راستش شنیده بودیم که برخی گرفتار کج فهمی اند،  اما تا به این مقدارش را ندیده و نشنیده بودیم، زنده ماندیم و چشمانمان به جلوه ای  از معجزه هزاره سوم روشن شد؛ از هزار پشت ما دور باد و نصیب گرگ بیابان نشود که چنین نازنینانی تصمیم گیر فرهنگ و ادب گردند.



    ©2013 APG.ir