تعداد بازدید: 2251

توصیه به دیگران 1

دوشنبه 18 اسفند 1393-23:18

گزارش جنوب

روایت خاطره خون های سرخ

حاج غلامرضا افراشته همسفر دیگر ماست که سال هاست رفیق شفیق موج های جنگ است. کم حرف می زند. شش سال در جبهه ها بود. می گوید عاشق شهدایم، همین....(گزارش+عکس)


 مازندنومه؛ سرویس اجتماعی، رضاشریعتی: از جنوب برای تان می نگارم. سرزمین آلاله های گلگون کفن. از خرمشهر، هفت تپه وهویزه. از شهدای گمنام ومین های عمل نکرده. اینجا خوزستان است. صدها کیلومتر دورتر از سرزمین شمالی -زادگاه مان-

روایت خاطره خون های سرخ

ظهر15 اسفند ماه راه افتادیم. ساعت 17 به فرماندهی سپاه عباس آباد در غرب مازندران می رسیم. این جا چند ساعتی معطل می شویم.

سفری متفاوت  را تجربه می کنم؛ با نوجوانانی که برخی ها به گفته خودشان برای پیچاندن مدرسه به این اردو آماده اند. همین شوخ طبعی آنهاست که خستگی کیلومترها راه را از تن به در می کند.

حالا دیگر در شمال نفس نمی کشیم. شب را در اتوبوس می خوابیم ، بامداد صبحانه و نیمروز هم ناهار بین راهی .

از سرزمین باران و علف -گیلان- می گذریم، بعد تهران و کرج  و قم و...به جنوب می رسیم، سرزمین ریزگرد ها وغبار ها-  نه بگذار این طور بگویم: سرزمین حماسه ها و دلاوری ها.

*دو حاجی

سید ضیا حسینی از رزمندگان دوران دفاع مقدس با ماست. پیرمردی آن سال ها جوان بود. حاجی از روزهای جنگ می گوید. از روزهایی که بسیجی های کم سن  وسال، با دستکاری در  شناسنامه ها به جبهه می رفتند.

حاج ضیا از عملیاتی می گوید که  در آن رزمنده ها مورد حمله توپخانه دشمن قرار گرفتند و یک بسیجی شجاع  با دست، لوله تانک را به سمت آسمان ها برد و دستش فدای اسلام و وطن شد.

حاج غلامرضا افراشته همسفر دیگر ماست که سال هاست رفیق شفیق موج های جنگ است. کم حرف می زند. شش سال در جبهه ها بود. می گوید عاشق شهدایم، همین....

*اندیمشک

به اندیمشک می رسیم. پادگان شهید جعفر زاده . شب را آنجا می مانیم. بچه های پر جنب وجوش سیزده تا بیست ساله با شور وهیجان تا نیمه های شب بیدارند.

صبحی دیگر فرا می رسد. بعد از صرف صبحانه به مقبره دانیال نبی در شوش می رویم. جسته وگریخته از پدرم در خصوص این مناطق شنیده ام . شهری با قلعه تاریخی و مرقد یکی از پیامبران الهی. بعد راهی مناطق عملیاتی بیت المقدس می شویم .



اینجا جای پای شهداست. مادری را می بینم که به زبان شیوای مازنی مویه می کند: پسر بورده جنگ و هلا نمو، مار بمیره مار بمیره...

او با پاهایی نحیف اینجا به دنبال گم شده اش می گردد -پسر مفقودالاثرش-

*هفت تپه

به هفت تپه می رویم. محل استقرار فرماندهی سپاه. عکس سردار های مازندرانی اینجا بنر شده است؛ از شهید جعفر شیرسوار تا سرداران مازندرانی دیگر.



به این فکر می کنم که شاید باید جای عکس شهدا، تندیسی از مادران شهدا ساخت واینجا به پا کرد.

*هویزه و خرمشهر

هویزه حال وهوای دیگری دارد. چه شکوهی دارد عظمت تندیس ها وبزرگی شهدا و ملائکی که اینجا کوچیدند.

دو روز است که در سفریم. به اردوگاه شهدای مازندرانی می رسیم. پاسدار حسن افشار -مسئول کمیته فرهنگی بسیج راهیان نور مازندران- به استقبال ما می آید.

کوله  بر زمین می گذارم و در خرمشهر در قرارگاه شهدای مازندرانی مستقر می شویم. بلباسی -مسئول سازمان اردویی وگردشگری سپاه کربلای مازندران-  و افشار  قرارگاه استقرار اهالی رسانه را  به نام شهید سیف الله تبریزی و جابر معافی نامگذاری کرده اند.

*11 مرحله راهیان نور محلات

مسئول کمیته فرهنگی ستاد راهیان نور استان مازندران به ما می گوید:  راهیان نور محلات، سومین مرحله از اعزام راهیان نور در استان مازندران است.

حسن افشار ادامه داد: در مرحله اول راهیان نور دانش آموزی بالغ بر پانزده هزار نفر و در مرحله دوم راهیان نور دانشجویی بالغ بر دو هزار نفر به مناطق عملیاتی جنوب کشور اعزام شدند.



 وی با بیان اینکه راهیان نور محلات طی یازده مرحله برگزار می شود، گفت: در دوره اول از شهرستان های رامسر، عباس آباد، تنکابن و ساری 1545 نفر وارد اردوگاه شهید باکری شدند.

افشار خاطر نشان کرد: در هر دوره 500 نفر به صورت متفرقه غیر از کاروان ها وارد مناطق عملیاتی می شوند.

 مسئول کمیته فرهنگی ستاد راهیان نور استان مازندران تصریح کرد: مراسم افتتاحیه پارک موزه دفاع مقدس در اردوگاه شهدای مازندران با حضور سردار سلیمانی -مسئول اردویی سپاه پاسداران کشور- برگزار شد.



افشار با بیان اینکه 24 ایستگاه فرهنگی در شورای بسیج رسانه داریم، اظهار کرد: این ایستگاه ها با راه اندازی اتاق فکر وهم اندیشی پس از مطالعه راه اندازی شد که بالغ بر سی برنامه فرهنگی اجرا خواهد شد.

مسئول کمیته فرهنگی ستاد راهیان نور استان مازندران  با بیان اینکه امسال برای کاروان ها رابط فرهنگی تعیین شد، افزود: کار این رابط فرهنگی خاطره گویی پس از ایستگاه اندیمشک است.

وی تصریح کرد: اجرای تئاتر یا نمایش نامه خیابانی، نقش مازندران در جنگ، مناجات، رادیو اردوگاه و روایت گویی از جنگ از برنامه های این ایستگاه های فرهنگی است.



* سکوت می کنم

سفرمان هنوز تمام نشده.  کلمات احاطه  ام کرده اند، ولی سکوت می کنم و دیگر هیچ نمی نگارم تا کمی بیندیشم. اندیشه در اندیشه راهیان نوری که خود نور شدند و آسمانی



    ©2013 APG.ir