تعداد بازدید: 3827

توصیه به دیگران 2

پنجشنبه 18 شهريور 1395-11:9

تصحیح نسخه خطی محفوظ در کتابخانه ملی ایران؛

«منظومه امیر و گوهر» (امیری) منتشر شد

خصوصیات بارز این اثر مصححان را بر آن داشت تا در آغاز، مقاله‌ای در معرفی این نسخه تهیه کنند که این اتفاق در دوفصلنامۀ آینه میراث، به چاپ رسید. سپس تصحیح کامل این نسخه در دستور کار قرار گرفت که سرانجام با همت نشر رسانش‌نوین در شهریورماه 1395؛ در 200 صفحه و به قیمت 12000 تومان؛ روانۀ بازار نشر شد.


مازندنومه؛ سرویس فرهنگی و هنری، علی ذبیحی: «امیری» مشهورترین شعر و آواز، و «امیر» بلند پایه‌ترین شاعر ادب مازندرانی است که اشعارش فراتر از گسترۀ استان مازندران رواج دارد.

امیر در مازندران با مشهورترین پسوند انتسابش یعنی پازواری، در مکتوبات برجای مانده، به «شیخ‌العجم» شهرت دارد و جایگاهش در ادب مازندرانی، برابرِ «لسان‌الغیب» حافظ شیرازی، در ادب فارسی است.

«امیر» در ضمیر مردم مازندران جانشین «حافظ» است چرا که به جای تفال بر «دیوان اشعار حافظ»، تفال به «دیوانِ اشعار شفاهی و خنیاییِ امیر» جایگاهی تمام و کمال دارد.

همراهی تاریخی امیر با مردم باعث به وجود آمدن روایت‌ها و اشعار فراوانی از امیر به صورت شفاهی و مکتوب به صورت مستقل یا در لابه‌لای کتاب‌ها و جُنگ‌ها شده است. از جملۀ این منابعِ مکتوب، نسخۀ خطی و نویافتۀ «منظومۀ امیر و گوهر» است که اثری ارزنده و مکمل آثاری همچون «کنزالاسرار مازندرانی»، «دیوان امیرپازواری»، «کهن‌ترین امیری‌های مازندران»، «مثنوی رشتۀ گوهر» و «شرح اشعار امیر کجوری» به شمار می رود.

مصححان اثر منظومه امیر و گوهر (امیری) -علی ذبیحی و نادعلی فلاح- در تکاپوی یافتن مکتوبات برجا مانده و منتسب به امیر، با بررسی فهرست‌های عمومی و تخصصیِ نسخ خطی و پرس‌وجو از آگاهان و معمران این حوزه، رهنمون به نسخۀ خطی «منطومۀ امیر و گوهر»، محفوط در کتابخانۀ ملی ایران به سال 1258 هجری، شدند که با همکاری بخش نسخ خطی این کتابخانۀ عامره، توانستند تصویر کاملی از آن را تهیه کنند.

علت پنهان ماندن و ناشناخته ماندن این منظومه تاکنون، صحافی شدن آن در بخش انتهایی نسخۀ «حیدر‌بیک و صنمبر» به همراه دو اثر «مثنوی مالک اژدر» و «قصه آهو و معجز نمودن پیمبر» بوده است.

نسخۀ خطی قابل تقسیم به دو بخش «روایی» و «شعری» است. بخش روایی، با پانزده صفحه‌ به روایتِ فارسیِ داستان یا منظومۀ «امیر و گوهر» با اشعاری به زبان مازندرانی در ‌صدونُه مصرع می‌پردازد که تاکنون مفصل‌ترین روایت مکتوب شناخته شده از این منظومه است. بخش شعری نیز در چهل‌وهفت صفحه‌ دارای پانصدوسی‌وچهار بیت است.

 نسخه به استناد صفحۀ تملک آن، متعلق به میرزا بابا پارمی بود: «این کتاب مال کربلایی میرزا بابا» و در ادامه آمده: «دارنده این کتاب امیری کربلائی میرزا بابا پارمی».

هویت مالک نسخه مشخص نشد اما بر اساس پسوند انتسابش ظاهراً از روستای «پارم» مازندران بوده است. پارم روستایی کوهپایه‌ای از توابع دهستان «یخکش» جزو منطقۀ «هزارجریب» بوده که امروزه از توابع دهستان «عَشَرستاق (اَشَرستاق)» بخش «یانه‌سر» شهرستان بهشهر (اشرف‌البلاد سابق) است.

راوی نیز ظاهراً اصالتاً استرآبادی (گرگان فعلی) است اما چون در روایتش امیر را بابُل‌کناری می‌داند می‌توان احتمال داد استرآبادی‌ِ مقیم بابل بوده است.

از دیگر سو در انجامۀ «مثنوی مالک اژدر» (61 پ) در همین نسخه آمده: «تمه مالک‌اژدر فی ید اقل خلق‌الله میراحمد ولد مرحوم میرطالب متکازنی». متکازن یا مِتکازین روستایی در جوار روستای پارَم می‌باشد و این یادداشت نشان دهندۀ تعلق این نسخه به این منطقه است.

نکته درخور تأمل در این نسخه که شاخ و برگ‌های بیشتری به روایت امیر و گوهر می‌افزاید، اشاره به نام امیر در صفحۀ آغاز و متن روایت است که او را «سیف‌الدین ‌بابل‌کناری» باغبانِ برادر گوهر، «استاد نبی‌ِ آهنگر» می‌خواند اما در جریان روایت از «بابل‌کنار» هیچ یادی نمی‌گردد. کمااینکه در این نسخه هیچ نشانی از «پازوار» نیست و دوبیتی معروف با مطلع «مر کل‌امیر گننه پازواره...» نیز در آن دیده نمی‌شود.

خصوصیات بارز این اثر مصححان را بر آن داشت تا در آغاز، مقاله‌ای در معرفی این نسخه تهیه کنند که این اتفاق در دوفصلنامۀ آینه میراث، به چاپ رسید. سپس تصحیح کامل این نسخه در دستور کار قرار گرفت که سرانجام با همت نشر رسانش‌نوین در شهریورماه 1395؛ در 200 صفحه و به قیمت 12000 تومان؛ روانۀ بازار نشر شد.

کتاب منظومۀ امیر و گوهر در فصول زیر تنظیم شده است:

1- سرآغاز (مقدمه در شناخت امیر و نسخ مربوطه) ؛ 2- افسانه و منظومۀ عاشقانۀ امیر و گوهر (تحلیل افسانه‌شناختیِ منطومه‌های امیر و گوهر) ؛ 3- نسخه‌شناخت و متن‌شناخت نسخۀ خطی (معرفی و تحلیل محتوایی نسخه خطی و چگونگی تصحیح اثر) ؛ 4- متن نسخه خطی (بازنویسی کامل نسخه خطی به همراه شروح مورد نیاز در پاورقی و ترجمه اشعار) ؛ 5- تصویر اشعار مشکوک در خوانش (اشعاری که در خوانش آنها تردید وجود داشت، تصاویرش ارائه شد تا به همت پژوهشگران گره‌گشایی گردد) ؛ 6- جدول راهنمای آوانگاری ؛ 7- واژه‌نامه ؛ 8- اعلام (نام‌ مکان‌ها و اشخاص) ؛ 9- فهرست سروده‌های نسخه بر اساس قافیه ؛ 10- منابع

همچنین در تصحیح نسخه، موارد نیز رعایت شد:

1- ترتیب سروده‌ها بر مبنای متن نسخۀ خطی اساس کار قرار گرفت. اما چون برای کارهای پژوهشی یافتن اشعار بر اساس قافیه آسان‌تر است کلیۀ اشعار نسخه، به ترتیب الفباییِ قافیه، در پیوستی جداگانه مرتب شدند.

2-  کلیۀ اشعار، با عنوان انتخابی «تَبْری» و شماره‌بندی مسلسل، در داخل قلاب از هم‌تفکیک شدند. معادل‌ تَبْری‌ها یافته شده در منابع مکتوبِ موجود نیز چه به صورت کامل و چه به صورت ناقص در پاورقی‌ها درج شدند.

3 ترجمۀ تَبْری‌ها با اصل وفاداری به متن و رعایت تقریبی لطافت شعری صورت پذیرفت. ترجمۀ اشعار موجود در متن روایت نیز در پاورقی نوشته شدند.

4- چون نسخه گرایش به سرهم نویسی داشت تا جایی که متن نسخه اجازه می‌داد شیوۀ نوشتن امروزی در آن رعایت شد. در بازنویسی متن روایت نیز برخی سطر‌بندی‌ها و علایم نگارشی به شیوۀ امروزی مراعات شد.

5-  نسخۀ خطی کاملاً دارای اعراب‌ است. این مورد بدون کوچکترین کاست و فزودی در بازنویسی نسخه رعایت گردید. همین خصوصیت سبب شد تا آوانگاری اشعار در متنِ اثر وارد نشود اما لغات‌نامه‌ای مترجم، الفبایی و آوانگاری ‌شده از واژگان محلی (به صورت بسامدی) به پیوست اضافه گردد.

6- تصاویری از نسخۀ خطی به انتهای کتاب افزوده شد تا نمونه‌هایی از آن در دست‌رس باشد.  

در نهایت نیز کتاب تقدیم شد به «فرزندان البرز کوه که امیری در آن جاری است».


  • مخالف امیرپاسخ به این دیدگاه 1 1
    جمعه 19 شهريور 1395-21:32

    این قدرز امیر پازواری ننویسید او چوپان بود و در خانه حاج صالح بیک قرار ی بود ( خرج مزد ) معلوم نیست پدرش کی بود مادرش کی بو انساب او چه بود او چند خط شعر محلی گفت متاسفانه شعر شاعران امروز را هم بنام امیری گته که می خوانند و سرقت اشعار صورت گرفته است اشعار افرادی چون رضا خراط و محمد چلاوی (( امیر گته که روز روزها بواشه * قاضی محمد حاکم خدا بواشه * سنگ و ترازی اونجه پیدا بواشه * ثواب و گناه اونجه جدا بواشه ) این شعر محمد چلاوی است و حتی دربرنامه دل گپ سیما هم در سرگذشت چلاوی عنوان شد و الان کسی قبول نداره این شعر محمد چلاوی بوده است اسطوذه درست نکنید پهلوان تراشی نکنید امیر نمک حاج صالح بیک را می خورد و به دخترش نظر داشت و سایر مسایل که از حوصله این مجال خارج است ی شاعری که اول و آخر ان مشخص نیست ا غلی مدد

    • جمعه 19 شهريور 1395-10:25

      تبریک به آقای ذبیحی پرتلاش

      • کو اشاره به تاریخ و زمانی که اثر آفریده شد ؟ پاسخ به این دیدگاه 1 0
        پنجشنبه 18 شهريور 1395-12:15

        تاریخ خلق اثر مورد نظر و یا حدس و گمان در این ارتباط چیست؟


        ©2013 APG.ir