تعداد بازدید: 535

توصیه به دیگران 0

شنبه 28 بهمن 1396-22:43

7 دلیل برای نام گذاری سبک شعری معاصر به مازندرانی و تبری

نویسنده این مقاله کوتاه، سبک معاصر را سبک مازندرانی و تبری می نامد و دلایلی را هم برای اثبات نظریه خود بازگو می کند. 


 مازندنومه، سرویس فرهنگی و هنری: منظورم از سبک شعری مازندرانی یعنی همان سبک شعری معاصر در تقابل با سبک های تاریخی قبلی، مفهومی کلی است که برمی گردد به نوآوری های ایجاد سبکی نوین، از زمان استاد نیمایوشیج یا حتی کمی قبل از او تا اکنون و طبیعتا تا مدت زمانی در آینده و این سبک نوین، تنها به شعر نیمایی و سپید برنمی گردد ( البته اگر بشود سپیدنگاری را شعر دانست). این مفهوم، کلی تر از این است و غزل نوین و امثال آن را هم دربر می گیرد.

چنان که می دانیم سبک های کلی در شعر فارسی دری (در مقابل پارسی میانه و پارسی کهن)، به ترتیب تاریخی عبارت اند از سبک های خراسانی، عراقی، هندی و سبک معاصر. این قلم، سبک معاصر را سبک مازندرانی و تبری می نامد و از شما بزرگواران هم انتظار پذیرش و همراهی دارم و دلایلی را بازگو می کنم:

1- بنیانگذار شناخته شده و تبیین گر اصلی سبک شعری معاصر، نیما یوشیج، مازندرانی و بسیار علاقه مند به این سامان بوده است و به احترام او و به پاس قدردانی، این سبک را مازندرانی و تبری می نامیم؛ به ویژه این که سرزمین مازندران برای نیمایوشیج، فقط زادگاهی معمولی نبوده؛ بلکه دوست داشتنی ترین سرزمین و از دوست داشتنی ترین چیزها بوده است و این ادعا را با قدری مطالعه در زندگی آن مرد، در می یابیم.

به احتمال، این دلیل، خودش به تنهایی برای نامگذاری سبک شعری معاصر به سبک مازندرانی و تبری، کافی است. با این حال، برای تقویت این پیشنهاد، دلایل دیگری هم ذکر می کنم که شاید بر خی از آنها در مقایسه با دلیل اول، بیش تر به عنوان قرینه و تقویت کننده ی دلیل اصلی باشند تا دلیلی مستقل.

2- هریک از سبک های شعری پیشین یعنی خراسانی و عراقی و هندی، به نام منطقه ای جغرافیایی بوده و بسیار طبیعی است که سبک شعری معاصر هم در مقایسه و همخوانی با آنها به نام منطقه ای جغرافیایی باشد و با توجه به این که بنیانگذار شناخته شده و تبیین گر اصلی این سبک شعری، کسی جز جناب نیمایوشیج مازندرانی نیست، بهترین و بلکه تنها نام جغرافیایی قابل پذیرش برای این سبک کلی شعری، مازندرانی و تبری به نظر می رسد.

3- زبان اول جناب نیما، مازندرانی و زبان دوم او فارسی بود و علاوه بر سرایش اشعار مازندرانی و انجام تحقیقات فراوان در تاریخ شعر مازندرانی و دلبستگی ویژه به امیر پازواری، بلندآوازه ترین شاعر مازندرانی سرا، و آرزوی نوشتن دستوری برای زبان مازندرانی و تبری، در اشعار فارسی او هم واژه های مازندرانی حضور محسوسی دارند و حتی دستور این زبان در برخی ساختارهای نحوی اشعار فارسی اش دیده می شود و این موارد یعنی وارد کردن زبان محلی در شعر رسمی، از ویژگی های برجسته ی سبک نیما و به طورکلی، از ویژگی های قابل ذکر سبک شعری معاصر است.

4- علاوه بر بازتاب زبان مازندرانی در اشعار فارسی نیما، طبیعت زیبا و فرهنگ مازندرانی به ویژه فرهنگ روستاییان ساده دل کوهستانی این سرزمین هم تداعی شده است که گذشته از جنبه ی شخصی و با توجه به این که جناب نیما، جهت دهنده ی همعصران و آیندگان خود بود، ویژگی استفاده از واژه های محلی در شعر پیروان او هم افزایش یافت. به طوری که مثلا می بینیم امروز شاعری در حالی که به فارسی رسمی می سراید، در بیتی عین گفتار گوینده به گونه ی زبانی مربوط را می آورد؛ مثلا به فارسی گفتاری. بنابر این، واژه های مازندرانی و دستور زبان مازندرانی وارد شده در اشعار فارسی نیما به عنوان پدیدآورنده ی سبک شعری معاصر، برای آن شاعری که تکه ای از شعر فارسی رسمی اش را به فارسی گفتاری می آورد نیزجهت بخش هستند.

همچنین استفاده ی نیما از طبیعت مازندران در اشعارش هم تا حدودی چنین تأثیری دارد . درحقیقت، نیما اولین و تنها کسی نیست که شعرش بهره مند است از حال و هوای طبیعت سرزمینش؛ اما او شاعری تأثیر گذار و جهت دهنده است و استفاده ی او از هر ویژگی شعری ، تقلیدهای فراوانی به بار آورده است.

5- خانه ی نیما در روستای یوش نور مازندران به عنوان یکی از مهم ترین بناهای مربوط به شعر و ادبیات معاصر فارسی، باری دیگر، ارتباط ویژه ی تحول شعر فارسی و سرزمین مازندران را گوشزد می کند و به رخ می کشد.

6- دکتر پرویز ناتل خانلری هم که از پدر و مادری مازندرانی و اصالتا اهل ناتل نور مازندران و از اقوام استاد نیما بوده و مدتی هم در سِمَت سناتور انتصابی حکومت پهلوی در مازندران فعالیت داشته، در پیدایش سبک شعری معاصر، تأثیر قابل توجهی داشته است به طوری که دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی در مقدمه اش بر کتاب گزینه ی اشعار پرویز ناتل خانلری، نوشته ی ترانه ناتل خانلری، با معیار قرار دادن تاریخ نشر شعر به جای تاریخ درج شده در دفتر سرایش، حتی جناب خانلری را پیشرو شعر نو و جهت دهنده ی جناب نیما دانسته است . پس از این ادعای دکتر شفیعی کدکنی، این بحث در بین ادب دوستان داغ شده است که کدامیک از جنابان نیما و خانلری (این دو شاعر پیشگام مازندرانی) پیشگامی در سرایش شعر نو داشته اند.

انصافا درباره ی این که اولین سراینده ی شعر نو فارسی چه کسی بوده، دست کم در آغاز پژوهش در این باره نمی توان تنها از نام نیما و خانلری یاد کرد؛ بلکه نام های دیگری هم مطرح و شاید پیشگامی هم داشته اند مانند ابوالقاسم لاهوتی، تقی رفعت، شمس کسمایی و جعفر خامنه ای. با این حال، بی شک هیچکدام از آنها به اندازه ی نیما در تبیین و تثبیت شعر نو و به طورکلی در سبک نوین شعری نقش نداشته اند. سخن از پرویز ناتل خانلری بود که به هرحال، او هم به عنوان وزنه ای تأثیرگذار، سهم قابل ذکری در گسترش سبک نوین شعری داشته است و البته می دانیم که دلیل اصلی نام آوری او سرایش شعر نو نیست بلکه او در سایر حوزه های ادبی و غیر ادبی، نام بلندی داشته است.

7- علاوه بر دو شاعر مازندرانی پیشگام در تحول شعری یعنی نیما یوشیج و پرویز ناتل خانلری، سلمان هراتی هم به عنوان یکی از شاعران مطرح سبک مازندرانی و تبری و یکی از تأثیر گذاران برجسته ی این سبک، شاعری از دیار مازندران است و طبیعت و فرهنگ این سامان در اشعارش حضور پررنگی دارد .

 


  • محمدعلی رضاپورپاسخ به این دیدگاه 7 0
    دوشنبه 14 اسفند 1396-11:49

    سلام و احترام
    این مطلب، برگرفته از کتاب سفیرشعرفارسی از این جانب می باشد. از فرهیختگان گرامی بویژه همدیاران عزیز مازندرانی ام خواهان حمایت از این پیشنهاد برای تصویب فرهنگی آن در جامعه ی ادبی ایران و کشورهای فارسی زبان و عرصه ی ادبیات فارسی هستم. سپاس


    ©2013 APG.ir