تعداد بازدید: 473

توصیه به دیگران 0

چهارشنبه 27 تير 1397-8:25

یک روز در قلعه «کنگلو»

همـنشینی تاریخ و طبیعت

قلعه کنگلو تماشای توأمان تاریخ و طبیعت است؛ ترکیبی هوشمندی در معماری که ساختار دفاعی و رزمی داشته است. عظمت خاص این قلعه ناشی از انتخاب مکان احداث و بهره گیری از مصالح مقاوم سرخ رنگ است که هیبتی منحصر به فرد به آن بخشیده است. هم چنین شیب های تند نشان می دهد حمله به قلعه برای دشمنان سخت و غیر ممکن بوده است.


مازندنومه؛ سرویس محیط زیست و گردشگری، حلیمه خادمی: «کنگلو» یکی از قلعه های تاریخی ایران در شهرستان سوادکوه در 12 کیلومتری شرق شهر پل سفید و 13 کلیومتری جاده دوآب خطیرکوه است. این قلعه در مجاورت روستای کنگلو در جنوب رشته کوه خرو-نرو با ارتفاع سه هزار و 620 متر قرار دارد. باستان شناسان قدمت این دژ را دوره اشکانی- ساسانی بیان کرده اند. برای رسیدن به قلعه کنگلو باید مسیر پر پیچ و خمی طی کرد.

*تماشای توامان تاریخ و طبیعت

هر گاه از دور و در تصاویر، قلعه کنگلو را می دیدم، چون عقابی سرخ به نظرم می آمد که بال هایش را گشوده و صلابت و شکوه خود را به رخ هر ببینده ای می کشد. گاهی تاریخ خودش را در دل طبیعت جا می کند تا نمایشی تازه به راه بیندازد و جلوه متفاوت بیافریند. این شکوه مرا هر روز کنجکاو تر کرد تا قلعه را فتح کنم و تماشای توامان تاریخ و طبیعت را از دست ندهم.

در یک روز تابستانی از پل سفید به سمت کنگلو حرکت کردم. بعد از دوآب وارد مسیر فرعی شدم. پس از پشت سر گذاشتن پیچ های متعدد به روستای کنگلو رسیدم. بقیه مسیر باید پیاده طی شود. چه راه سختی را باید پشت سر گذاشت تا به قلعه رسید.

حضور درختان سر به فلک کشیده و کوه ستبر، آن قدر زیباست که ناگزیرت می کنند بارها باایستی به تماشا.

چشمانم از دیدن مسیر می ترسد و دل  ناامید از این سفر می شود، اما حس کنجکاوی و فتح ترغیب ات می کند که حرکت کنی. چوبدستی پیدا می کنم تا به آن تکیه زنم. دخترم را که علاقه مند به تاریخ و طبیعت است همراه خود آورده ام تا از تماشای تاریخ در دل  طبیعت لذت ببرد.

راه شیب تندی دارد. با احتیاط و آهسته شیب های ابتدایی را طی می کنم. سنگ ریزه ها که از زیر پایم می سرند به پایین، ترس را تا اعماق وجودم می برد.

حالا نیمی از مسیر را طی کرده ام. دخترم می پرسد: «چرا این قلعه در چنین پرتگاه سختی ساخته شده؟»

می گویم: «این دژ محکم تاریخچه ای در زمان ساسانی دارد برای حفاظت و دیدبانی. به گفته باستان شناسان، و آثاری که باقی مانده برای ذخیره آب از آن استفاده می کردند.»


به راه ادامه می دهم و به قسمت های سنگی می رسم. به احتمال این جا در گذشته پله های سنگی بوده که اکنون در اثر فرسایش خاک از بین رفته و فقط نشانی از پله ها باقی مانده است.

برای رسیدن به قلعه بعد از طی مسیر شیب دار گاهی تند و گاهی ملایم به سربالایی می رسم که حدود صدمتر آن پله های سنگی است. بعد از بالا رفتن از این سربالایی به ورودی قلعه که سمت راست یکی از بال ها  قرار دارد، نزدیک می شوم.

* چون رازی سربه مهر

قلعه را کوه های نیزه شکل خرو-نرو احاطه کرده اند. بهت، ابهت، وحشت و زیبایی با هم ادغام شده است، این جا.

ترسی شیرین دارم. زیر پایم دره ای عمیق است. صلابت این دژ بر فراز ارتفاعات و کوه خرو-نرو همه ی حس های زشت و زیبا را یکجا به من تزریق کرده اند.

!اینجا آسمانش آبی تر و هوایش پاک تر است. احساس می کنم به خدا نزدیک ترم. به این می اندیشم که چه دشوار است صعود و بالا رفتن و چه آسان است سقوط و افتادن

به دیواره ها ی قلعه نگاه می کنم. دیواره سنگی از ساروچ (خاک و آهک) است که  شیرازه این بنا را با توجه به رطوبت منطقه تشکیل داده است.

«چکل» های خرو-نرو آن قدر بلند است که آن را دست نیافتنی می بینم. قلعه کنگلو چون رازی سربه مهر در چشمانم سرازیر می شود و من به دنبال فاش کردن اسرار، با تمام وجود جز به جز قلعه را جستجو می کنم.

از بالای برج، جاده دوآب کاملاً پیدا است و قلعه تمام اطراف را می تواند به راحتی نظاره گر باشد. می خواهم به سمت ورودی قلعه بروم. دره عمیق زیر پایم، می ترساندم، اما باز هم حس صعود بر سقوط تفوق می یابد. با تمام ترس و وحشتم این چند قدم پرتگاه را طی می کنم و به آن سوی دیوارها می روم. سخت پشیمانم که چرا دخترم را با خود آورده ام!

 *دژ محکم خیالات

پشت دیوار فقط چند طاقچه، پنجره، سازه های چهار گوش و ورودی ها قرار دارد. می توان حدس زد این قلعه در سه طبقه بنا شده. با توجه به سختی راه و دسترسی دشوار، از قطعه های سنگ در ابعاد مختلف برای ساخت پی و دیواره ها استفاده کرده اند. سنگ های تراش خورده را لابه لای دیواره ها می بینم و تصورم آن است که با توجه به معماری منطقه، سقف بنا چوبی بوده است.

دالان یا اتاقی نمی بینم. عوامل طبیعی و غیر طبیعی همانند طوفان، باد، برف، دست درازی و غارت، اینجا را به ویرانه ای تبدیل کرده که اگر مرمت و بازسازی نشود، از این قلعه جز نام چیزی باقی نخواهد ماند. آن سوی دیوار فقط ویرانه بود. قلعه در گذشت زمان ویران شده و تنها یک دیواره یک بعدی از آن باقی مانده است.

چربی هایی اینجا یافت شده که گمان می رود قلعه به عنوان میعادگاه مورد استفاده قرار گرفته است. دوستی برایم می گفت عروس و دامادی در روز عروسی، خود را به این قلعه رساندند و روی یکی از بازوان برج، با لباس عروسی عکس یادگاری گرفتند.

 دژ محکم خیالات من بعد از سه ساعت پیاده روی به نسبت سنگین فرو می ریزد. از خستگی، پای کوه فریاد می زنم. افسوس می خورم بر این قلعه که در سوادکوه مظلوم واقع شده است.

قلعه کنگلو اگر مرمت و باسازی می شد، می توانست مکان مناسبی برای گردشگران و برای منطقه منافع اقتصادی داشته باشد. یک پل معلق یا حتی حالت پلکانی نظیر قلعه رودخان گیلان می توانست آوازه کنگلو را جهانی کند.

چشمم به کیسه های گچ کنار درختچه ای می افتد که برای  مرمت و باسازی قلعه  آورده اند و بعد مدتی، مرمت متوقف شده است.

حالا به مسیر برگشت نگاه می کنم. جز پرتگاه چیزی نمی بینم. به ذهنم می رسد راه برگشت را توان پیمودن ندارم. اما چاره ای نیست. باید برگردم.

*سرما عامل اصلی تخریب قلعه کنگلو

شهرستان سوادکوه بیش از 700 اثر فرهنگی و گردشگری دارد و از این تعداد  44 اثر در فهرست آثار ملی به ثبت رسیده است.

این را رضا دانش زاده رئیس اداره میراث فرهنگی سوادکوه- می گوید که فردای بازدیدم به کنگلو، نزدش رفتم.

  دانش زاده می گوید: کنگلو دارای دو بازوی بلند در دو سوی شمالی و جنوبی، به همراه دو برج مدور توپر است که قرینه هم هستند.

وی این را هم می گوید که برج مرکزی قلعه دارای چندین اتاق است که تعدادی از اتاق ها در گذر زمان تخریب شده اند. از این اتاق ها  برای استراحت افراد استفاده می شد. وجود هلال هایی در این اتاق ها نشان می دهد که  این اتاق ها دو طبقه بوده است.

از تاریخ ساخت قلعه می پرسم که دانش زاده پاسخ داد: با توجه به نوع معماری این بنا و شیوه ساخت و سفال های به دست آمده، این قلعه متعلق به اواخر دوره ساسانی است.

درباره ی مرمت و استحکام بخشی بنا از رییس اداره میراث فرهنگی سوادکوه هم می پرسم. می گوید: پله هایی در پایین دست راه دسترسی به قلعه به صورت طبیعی احداث شده است تا مسیر هموار تر شود. هم چنین از محل  اعتبارات ابلاغی و اعتبارات تملک و دارایی شهرستان در سال 97 بخشی از اعتبار برای مرمت این بنا اختصاص داده شده است.

و ادامه می دهد: حداقل هفته ای دوبار بازدید از کنگلو توسط یگان حفاظت صورت می گیرد و با حفاظت های انجام شده تا امروز مشکل خاصی در زمینه تخریب، حفاری های غیر مجاز و تعرض به حریم مشاهده نشده است.

دانش زاده بر این باور است که سرمای منطقه یکی از عامل های اصلی تخریب قلعه است. می گوید: طرح اولیه مرمت توسط کارشناسان تهیه شده و با توجه به ثبتی بودن اثر از سرفصل های ملی، اعتباراتی در نظر گرفته شده که بعد از تخصیص اعتبار کار مرمت و استحکام بخشی آغاز می شود.

*هوشمندی در معماری

قلعه کنگلو ترکیبی هوشمند در معماری که ساختار دفاعی و رزمی داشته است. عظمت خاص این قلعه ناشی از انتخاب مکان احداث و بهره گیری از مصالح مقاوم سرخ رنگ است که هیبتی منحصر به فرد به آن بخشیده است. هم چنین شیب های تند نشان می دهد حمله به قلعه برای دشمنان سخت و غیر ممکن بوده است.

 فصل بهار و تابستان بهترین زمان است که طبیعت و تاریخ را یکجا در کنگلو ببینیم و عکس هایی به یادگار ثبت کنیم.


  • يکشنبه 7 مرداد 1397-22:46

    كنگلو عچق من

    • چهارشنبه 3 مرداد 1397-9:30

      گزارش پر اشک و آه بود. نمی دانم چرا اخیرا هر گزارشی از هر وضعیتی با «موری» و گریه همراه است. اما برخی از جنبه های مهم آن در گزارش نیامد. مثلاً
      1. این قلعه بنا بر برخی حدسیات نیایشگاه آناهیتا (الهه‌ آب) بود. زیرا آثار چربی (احتمالا ناشی از قربانی کردن برای الاهه یا هر چیز دیگر).
      2. در سرودهای یسنه یا یسنا (متون زرتشتی) از «کنگ دژ » نام برده شده که بر سر کوهی بلند بنا شده است . شاید منظور همین قلعه است.
      علاوه بر آن شاید یکی از علل پابرجایی این اثر عدم دسترسی به آن باشد.


      ©2013 APG.ir