تعداد بازدید: 1307

توصیه به دیگران 3

پنجشنبه 18 مرداد 1397-13:40

ما بی خبرانیم

با نمونه های آماری می توان فهمید که خانوار ایرانی از سهم خود که از منابع نفت و گاز ملی به صندوق دولت می رود بی اطلاع است، چرا که دولت با اختیار قانونی که دارد، مبلغ را از محل میراث نقد مردم یعنی از محل درآمد نفت و گاز، خود بر می دارد و خانوار ایرانی از این مبلغ سرانه که به صندوق دولت همه ساله سرازیر می شود عملاً بی خبر است.


  مازندنومه؛ سرویس اقتصادی، درویشعلی کولاییان، پژوهشگر: از نیم قرن پیش تا کنون انباشتی روز افزون از مشکلات، پیش پای ما مانده است و می رود به کوهی بدل شود.

مشکل قبل از آن که به سیاستمداران نسبت داده شود، به آن دسته از کارشناسان ربط پیدا می کند که به ظاهر مشعل علم اقتصاد را برای سیاستمداران بر سر دست گرفته اند. کارشناسانی که نقشی حساس را در امور کشور، از برنامه ریزی گرفته تا امور بانکداری و بودجه بر عهده دارند و تکیه گاه مهم سیاستمداران برای تصمیم گیری در امور اقتصادی و اجتماعی کشورند.

خبط ناخواسته این دسته از کارشناسان طی نیم قرن گذشته، تاکید می کنیم طی نیم قرن گذشته، به لحاظ مالی و اقتصادی، دستگاه سیاست را در کشور به بیراهه سوق داده است. آن ها ناخواسته و بنا به الگویی کهنه، شفافیت را از رابطه مالی دولت و مردم زدوده اند.

گر چه دور از انتظار به نظر می رسد، این مشکل در ایران اتفاق افتاد و بحرانی 50 ساله را برای مان حاصل آورد. اکنون ما بد ترین روزها را در مواجهه با این بحران تجربه می کنیم.

بحث شفافیت را همه پیش می کشند اما مهمترین مورد شفافیت که از آن سخنی نیست، شفافیت رابطه مالی دولت با مردم است. حرف حساب اینجا، این نیست که دولت چه مقدار و یا چگونه خرج می کند، بلکه هدف این است بدانیم در سال سهم هر ایرانی از محل منابع ملی شده نفت و گاز چه مقدار است. می دانیم صد در صد این مبلغ مطابق قانون، به صندوق دولت ریخته می شود.

با نمونه های آماری می توان فهمید که خانوار ایرانی از سهم خود که از منابع نفت و گاز ملی به صندوق دولت می رود بی اطلاع است، چرا که دولت با اختیار قانونی که دارد، مبلغ را از محل میراث نقد مردم یعنی از محل درآمد نفت و گاز، خود بر می دارد و خانوار ایرانی از این مبلغ سرانه که به صندوق دولت همه ساله سرازیر می شود عملاً بی خبر است. او قادر نیست بداند و یا حتی قادر به تخمین و یا به تقریب، رقمی را برای خود تصور کند.

مردمی که نمی دانند چه چیز و یا چه مبلغی را به دولت خود می دهند، آیا می دانند چه انتظاری از دولت خود داشته باشند؟ مسلماً خیر! پیداست این ناآگاهی یعنی بی اطلاعی از رقم سرشکن درآمد نفت و گاز میان مردم، چشم بندی بر چشم مردم است. مردم را چشم بسته نگه می دارند و باعث آن می شود طی 5 دهه، صد ها میلیارد ها دلار از ثروت ملی از دست برود.

به اعتقاد نگارنده تمامی این مشکل از الگوی کهنه اقتصاددانان ما بر می خیزد. آنها درآمد حاصله از نفت و گاز را درآمدی غیر مالیاتی برای دولت معرفی می کنند! در نتیجه هیچ زمان قبضی و رسیدی برای خانوارهای ایرانی و جهت اطلاع ایشان از سوی اداره مالیات صادر نمی شود.

اشتباه این دسته عالمان در این زمینه، نوعی جزم اندیشی است. آن ها اعلام ارقام نجومی درآمد های متعلق به نفت و گاز از سوی دولت به مجلس را کافی دانسته، به آگاه کردن مستقیم مردم از سهم سرانه شان بهایی نمی دهند.

اقتصاددانان، نفت و گاز ایران را با دیگر منابع معدنی کشور به یک چشم نگاه می کنند. نفت و گاز در طبیعت استثنایی ایران ثروتی بسیار هنگفت و میراثی نقد است. از میان چند صد کشور در جهان از این بابت، فقط چند کشور همردیف با ایران محسوب می شوند.

در ایران درآمد حاصله از نفت و گاز بسیار کلان ، اما هزینه استخراج و انتقال نفت و گاز به نسبت ناچیزاست و از این رو نفت و گاز میراث نقد مردم ایران محسوب می شوند.

نیروی ملی کار که بیست و چند میلیون نفرند، کسر بسیار کوچک شان کم تر از یک هزارم، تولید و انتقال نفت و گاز ایران را بر عهده دارند. با وجود قلت نسبی تعدادشان، محصول کار آنان همیشه در 50 سال اخیر ، بخش عمده درآمد دولت و حکومت ایران بوده است.

اشتباه عالمان اقتصادی اعم از مجریان و منتقدان، از نیم قرن پیش تا کنون، یعنی از زمان فوران درآمدهای نفتی تا امروز آن بود و هست که هرگز به فکر اصلاح الگوی کهنه و تاریخ گذشته خود نبوده اند. آنها مصیبت های اقتصادی ما را با تئوری های سترون، مانند سوژه های حکومت رانتی و یا دولتی بودن اقتصاد و یا تک محصول بودن و یا بیماری هلندی و امثال این قبیل ادعاها همیشه توجیه و تفسیر می کنند؛ گویی غافلند که اصل، مردمند و مردم هستند که بد و خوب را برای دولت خود به پیش می برند.

مردم اگر ندانند چه به دولت می دهند، انتظارشان از دولت چه می تواند باشد؟ مردم اگر واقف به چند و چون رابطه مالی خود با دولت نباشند، دلسوزی کارشناسان اقتصادی، نصیحت و فریاد جگر خراششان هیچ زمان منجر به اصلاح امور نخواهد شد.

خبط اقتصاددانان ما به مدت نیم قرن دولت ها را در استفاده از خرد اقتصادی و نظارت ده ها میلیون ایرانی بر امور محروم ساخت. بحران در سیستم جامعه و دولت را سبب و باعث آن شد که مدیریت ها در سطح عالی همیشه برعهده نفراتی معدود باقی بماند.

بدیهی است بی خبری از میزان دهش مالی هنگفت، توجه مردم را به روند امور در اقتصاد سیاسی جلب نمی کند. نبود توجه کافی مردم، به معنای رها شدگی دستگاه های اداری و دولتی از نظارت مردم است که نا آگاهانه خود هزینه بی حد همان دستگاه های اداری و دولتی کم کار را تامین می کنند.

وقوف خانوار های فقیر و غنی بابت چند و یا چند ده میلیون تومانی که سالیانه از سهم نفت و گازشان به صندوق دولت می رود، به طور حتم خرد جمعی را برای بهبود بهره وری از منابع ملی به کار خواهد گرفت.

در صورت دریافت قبض یا رسید مالیاتی، مردم ازکم و کیف مالیات مستقیم خود به دولت با خبر شده، هر کدام ناظر خرجِ بی مزد و مواجب می شوند وعنصر آگاهی، توانمندی عظیم شان را به میدان می آوَرَد.

اقتصاد دانان به خاطر کوتاهی شان در باز تعریف درآمدهای نفت و گاز در طول 50 سال، زیان مهلکی را به کشور تحمیل کرده اند. طی این 5 دهه که درآمدهای ناشی از نفت و گاز فوران داشت، دیدیم که درآمدهای حاصل از نفت و گاز در بودجه دولت، گاه بالغ بر 90 درصد درآمدهای دولت بوده است.

اقتصاد دانان عذر خواهی بزرگی را به مردم ایران بدهکارند. هیاهوی امروز بعضی ازآن ها مانند آقای محسن رنانی اقتصاد دان، هنر گذاشتن انگشت بر زخم های مهلک و چرکین است که هر روز سرباز می کنند و فقط همین!

او هیچ زمان به ریشه درد یعنی غیر مالیات بر شمردن درآمدهای نفت و گاز توجه نکرده و معمولاً به مانوری عوامفریبانه، خود را بی تقصیر، دیگران را مقصر جلوه می دهد.

بدیهی است بازتعریف درآمدهای نفت و گاز و برون کشیدن آن از درآمد غیر مالیاتی و به حساب آوردن آن به مثابه مالیاتی مستیم که معادل صد در صد سرانه مردم از نفت و گاز است، جزء اصلی راه حل بلند مدت برای حل مشکلات موجود است.

البته در حال حاضر چنین تدبیری به تنهایی حل مساله نیست. اما سرچشمه مصیبت را به همه نشان خواهد داد و فهمی درست از مشکل اصلی پدید می آورد و باعث می شود که سردر گمی ها، خشم و نارضایتی ها فروکش کند. به مار گزیده این درس را یاد می دهد تا از یک سوراخ سه مرتبه گزش مار را نوش جان نکند.

آرزو می کنم تلاش 27ساله نگارنده ،همچنان آهی گرم بر آهن سرد اقتصاددانان ما نباشد.


  • يکشنبه 28 مرداد 1397-1:39

    طاهرا نفستون از جای گرم درمیاد. البته نه اونقدر گرم که بتونه آهن سرد گران شده رو ذوب کنه. نجربه 27 ساله شما بدرد اقتصاددانان نمی خوره. جای دیگه خرجش کنید


    ©2013 APG.ir