تعداد بازدید: 292

توصیه به دیگران 1

دوشنبه 1 بهمن 1397-8:12

نقد فرهنگ بدون فرهنگ نقد

نقدها را بود آیا که عیاری گیرند؟

امری طبیعی است که ممکن است هر کسی از جمله مسئولان نیز دچار بیماری و مشکلات جسمانی شوند که نتوانند چند روزی در محل کار خود حضور یابند. این اتفاق را به بی مسئولیتی تعبیر کردن، آدرس غلط دادن به افکار عمومی و مصداقی از بداخلاقی و شیطنت رسانه ای است، چیزی که به تازگی خط تخریب رسانه ای علیه مدیرکل اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران شده است. غیبت داشتن در محل کار به دلایل موجه، اخلاقی تر از غیبت کردن از دیگران به بهانه های ناموجه است! مدیر کارآمد لزوما پشت میز خود در اتاق بسته محبوس نمی شود و لازمه مدیریت کارآمد، پویایی و توانمندی های مدیر در حوزه مسئولیت خود است.


مازندنومه، سرویس فرهنگی و هنری: بدیهی است که یکی از کارکردها و وظایف رسانه ها نقد عملکرد دستگاه ها و نهادهای اجرایی و مدیران آن است و رسانه به عنوان رکن چهارم دموکراسی با ابزار نقد و مطالبه گری از مدیران و سیاستگذاران به نظارت بر عملکرد آنها و بالطبع بهبود شرایط کمک می کند.

نقد در هر حوزه ای لازم است و درحوزه فرهنگ و مدیریت فرهنگی لازم تر. اما«نقد فرهنگ» پیش از هر چیز مستلزم «فرهنگ نقد» است تا مرز نقادی حرفه ای و صادقانه با تخریب و تضعیف غیراخلاقی متمایز شود.

هدف نقد، روشنگری و درک بهتر امور و بالطبع اقدام برای اصلاح و بهبود اوضاع است نه سیاه نمایی و ابهام آفرینی و دامن زدن به سوتفاهم های تصنعی.

در روزهای اخیر شاهد هجمه تند برخی رسانه ها علیه مدیر کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان مازندران بودیم که به دور از انصاف و اخلاق رسانه ای بر طبل بی اعتبار و اعتماد کردن وی کوبیده اند و با شایعات و تحلیل های های نادرست به تخریب او در افکار عمومی استان دامن زده اند.

بهانه این هجمه ها، غیبت چند روزه دکتر شالویی به دلیل درگیری سخت با بیماری بود. غیبتی که بهانه ای شد تا علی رغم تاکیدی که این منتقدان بر پرهیز از نیت خوانی داشتند، خود به نیت خوانی دست زده و آن را به ناتوانی و نداشتن تمایل به پذیرش مسئولیت در این حوزه متهم کنند!

این در حالی بود که او با وجود بیماری، یک هفته در تهران و وزارت فرهنگ و ارشاد در حال پیگیری و حل و فصل مسائل مرتبط با حوزه فرهنگ و هنر استان مازندران از جمله امور مرتبط با جشنواره بین اللملی فیلم وارش بود.

از سویی دیگر این یک امر طبیعی است که ممکن است هر کسی از جمله مسئولان نیز دچار بیماری و مشکلات جسمانی شوند که نتوانند چند روزی در محل کار خود حضور یابند. این اتفاق را به بی مسئولیتی تعبیر کردن، آدرس غلط دادن به افکار عمومی و مصداقی از بداخلاقی و شیطنت رسانه ای است.

قطعا غیبت داشتن در محل کار به دلایل موجه، اخلاقی تر از غیبت کردن از دیگران به بهانه های ناموجه است! مدیر کارآمد لزوما پشت میز خود در اتاق بسته محبوس نمی شود و لازمه مدیریت کارآمد، پویایی و توانمندی های مدیر در حوزه مسئولیت خود است.

جالب اینکه خود منتقدان به این نکته اشاره می کنند و می نویسند:« بی شک محمود شالویی مدیری توانمند و شخصیت فرهنگی پخته ای است وگرنه نمی توانست در اروپا آن هم در کشورهایی که بن مایه های نژادپرستانه در آنها بالاست کار فرهنگی اثرگذاری داشته باشد و حتی دست به ترجمه بزند. او شعر را دوست دارد، به هنرمندان احترام می گذارد و به احتمال زیاد نباید آدم بدی باشد اما از آن واضح تر این است که او به درد مدیریت فرهنگ و ارشاد اسلامی مازندران نمی خورد.».

با توجه به ارجاع خود منتقدان به سوابق مدیریتی دکتر شالویی در حوزه فرهنگ، نتیجه ای که از آن حاصل می شود ربط منطقی به مقدمه آن ندارد. چطور یک مدیر فرهنگی می تواند در خارج از مرزهای کشور و در کشوری بیگانه، واجد عملکرد خوبی باشد اما در درون سرزمین خود به واسطه اینکه یک مازندرانی نیست فاقد همان ویژگی ها شناخته شود!

منطقی به نظر می رسد که مدیری که در خارج از وطنش کارنامه مطلوبی دارد در استانی از خاک سرزمین خود غریبه و بیگانه محسوب نشود. مضاف بر اینکه مدیری با سابقه مثبت در سطح ملی و بین اللملی یک امتیاز مهم برای مدیریت استانی است که می توان از تجارب ارزشمند آن در گره گشایی از چالش های بومی بهره برد و این ویژگی را به عنوان یک ظرفیت مثبت ارزیابی کرد.

استاندار قبلی استان مازندران نیز یک مدیر غیربومی و اهل اصفهان بود اما عملکردش موجب شد تا با حمایت قاطبه نمایندگان مازندران در مجلس شورای اسلامی، وزیر راه و شهرسازی در دولت شود.

از سوی دیگر بازخوانی عملکرد مدیریتی دکتر شالویی نشان می دهد که او همواره به عنوان یک مدیر فرهنگی موفق، فارغ از اینکه در کدام جغرافیا مشغول به خدمت است، مورد اعتماد و وثوق بوده و کارنامه قابل قبولی از خود به جای گذاشته است.

قطعا حضور مدیری که مدیریت موزه هنرهای معاصر تهران، مدیر کلی هنرهای تجسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی در صربستان، ریاست مرکز آموزش نیروی انسانی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و چندین تجربه مدیریتی در سطح ملی و استانی را در کارنامه خود دارد باید به عنوان یک فرصت مغتم نگریسته شود نه تهدید و فرصت سوزی! ضمن اینکه دکتر شالویی در این مدت کوتاه شش ماهه برای اعتلای فعالیت های فرهنگ و هنر در استان مازندران تلاش های ارزشمندی انجام داده اند که از جمله می توان به تلاش در جهت برنامه‌ریزی و سیاست‌گذاری برای جشنواره بین المللی فیلم«وارش» که مهمترین رویداد سینمایی استان است اشاره کرد که سالها متوقف شده بود و اینک به بهترین شرایط خود نسبت به  تمام دوره‌های گذشته رسید.

  همچنین تشکیل کارگروه‌هایی برای ساماندهی و صدور مجوز اجراهای زنده‌ی موسیقی، برگزاری برنامه‌هایی نظیر جشنواره ملی موسیقی «لیلم» و برگزاری سی‌امین جشنواره تئاتر استان مازندران، اولین نشست عمومی شاعران برجسته استانی در خانه کلبادی، برگزاری جشن بهار مهربانی و برپایی بزرگترین رویداد بین المللی اُپرای عروسکی عاشورایی و شکل‌گیری تشکل‌های هنری و ادبی از جمله این اقدامات است.

از سوی دیگر دیدار چهره به چهره با هنرمندان مختلف مازندران، برگزاری اپرای عاشورا به کارگردانی بهروز غریب پور،برگزاری همایش روابط عمومی های وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی در ساری، برگزاری نمایشگاه مد و لباس، دیدار با هنرمندان پیشکسوت از جمله استاد احمد نصرالهی، محمد زمان فرست و ابوالحسن خشرو، از دیگر اقدامات ایشان در جهت تحکیم و تقویت بنیان های فرهنگی استان است.

ضمن اینکه او به عنوان یک چهره فرهنگی و علمی، صاحب آثاری در حوزه ادبیات و هنر ایران است و در این حوزه به عنوان فرد صاحب نظر شناخته می شود. وی همچنین به عنوان شخصیت هنری ایران در جشن یکصدمین سال پیکاسو که در زوریخ سویس برگزار شد و حضور در گشایش بزرگترین نمایشگاه «جکسون پولاک» در توکیو و ایراد سخنرانی به همین مناسبت، به عنوان چهره‌ای بین المللی در حوزه فرهنگ و ایران شناخته می شود که همواره دغدغه های فرهنگی داشته و سابقه 20 ساله او در جایگاه مدیریتی همواره خدمت به فرهنگ و هنر این سرزمین بوده لذا نسبت دادن انگیزه های سیاسی و وسوسه نماینده مجلس شدن در حوزه خوزستان نه تنها حقیقت ندارد که با روحیه و دغدغه های فرهنگی او در تضاد است.

او طی این چند دهه تلاش کرده به عنوان سرباز در جبهه فرهنگی فعالیت کند و مهم نبوده که خاکریز آن در خوزستان یا مازندران یا هر نقطه دیگر از ایران عزیز باشد. نقد عملکرد و کارنامه هر مدیری حق مسلم هر رسانه و هر شهروندی است اما کاش نقد دلسوزانه و مبتنی بر صدق و درستی را مبنای نقادی های خود قرار دهیم.

به قول حضرت حافظ نقدها را بود آیا که عیاری گیرند! بدیهی است دغدغه ها و نگرانی های اهالی رسانه و خبرنگاران و اهل فرهنگ استان نسبت به عملکرد اداره کل فرهنگ و ارشاد استان نیک و پسندیده است و باید آن را ارج نهاد اما باید با تمایز بین تحلیل و تخریب، از نقدهای مخربی که حاصلی جز ویرانی ندارد پرهیز کرد.


  • دوشنبه 1 بهمن 1397-15:4

    از حضرت حافظ این مصرع زیبا را نقل کردید و من هم به شکرانه شعر زیبایی که از ایشان داشتید این شعر را که نقد حال بسیاری از ما و دست اندرکارانی که خودکارآمد پنداری دارند می باشد. ما همه در کمال تاسف به سمت دستاویز قرار دادن فرهنگ، ادبیات فاخر، شخصیت های فرهیخته و برجسته، کتاب های مقدس و جایگاههای مقدس برای پیش بردن مقاصد شخصی قدم بر می داریم و همه با هم در یک خیانت بزرگ علیه ملت و فرهنگ خود تشریک مساعی داریم و باندی فکر می کنیم و خود محور و بسته عمل می کنیم. خود را فدای امیال و آرزوها و قدرت گرفتن این و آن می کنیم و حقایق را هم تا دلمان بخواهد کتمان می کنیم و بر توانایی فردی و ناتوانی احدی دیگر گواهی میدهیم و بار گناه دیگران بر دوش می کشیم.
    افرادی را می شناسم که واقعاً و حقیقتاً مصداق این شر بلند حضرت حافظ هستند و با ابزار .. و جایگاههای مقدس و شخصیت های والا گلیم خویش از آب می کشند و خودشان را بهینه و در تراز بالا مطرح می کنند و تمام ابزارهای تبلیغی و رسانه ای را در خدمت می گیرند. بدتر اینکه در عمل هر که را در مقابل ببینند در سلک کفار =نداشته و شایسته حذف می نمایند. البته این هر دو بسیار بد کرداری و کج رفتاریست. لا اقل از این افکار بلند حافظ لذت ببریم و خویشتن را از آنچه هستیم دور کنیم.

    رونق عهد شباب است دگر بستان را
    می‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را

    ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی
    خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

    گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش
    خاکروب در میخانه کنم مژگان را

    ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان
    مضطرب حال مگردان من سرگردان را

    ترسم این قوم که بر دردکشان می‌خندند
    در سر کار خرابات کنند ایمان را

    یار مردان خدا باش که در کشتی نوح
    هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

    برو از خانه گردون به در و نان مطلب
    کان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را

    هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است
    گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را

    ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد
    وقت آن است که بدرود کنی زندان را

    حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی
    دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

    • دوشنبه 1 بهمن 1397-8:51

      علي اقا خوب كف و شكر هدايي اقاي شالويي ره خخخخ


      ©2013 APG.ir