سه شنبه 25 مهر 1391-10:2

یادداشت های پراکنده/من دزد شب رو نیستم!

دو یادداشت/امنیت اجتماعی بسیار شکننده شده است و دیگر قصه دزدهای شب رو را که از دیوار مردم بالا می رفتند باید در کتاب داستان خواند،حالا در روز روشن هم باید حسابی مراقب جیب ات باشی/تاختن یک سویه و بدون منطق،به نظریه و تئوری های مهندس کولاییان کم دانشی منتقدانش را آشکار می سازد.


مازندنومه،سردبیر:چند روز پیش حدود ساعت 9 شب بود که تلفنی به همکارم شد و او با استرس و شتاب،اداره را ترک کرد.از قرار حدود ساعت 8 شب که هنوز رفت و آمد در خیابان ها جریان دارد،دو موتورسوار جلوی پسر 20 ساله اش را در یکی از محلات ساری گرفته،به زور از او اخاذی کردند و همه پول و وسایلش را به سرقت بردند!

فردا داشتم موضوع را برای همکار دیگری شرح می دادم که گفت:چند روز پیش برادرزاده اش که پسر جوان 23 ساله ایست حدود ساعت 9 شب سوار ماشینی در بابل می شود که در حین حرکت متوجه شد قصد آدم ربایی و سرقت از او را دارند و در اثر سر و صدای زیاد و درگیری،پسر جوان را از خودرو به بیروت پرت کردند که صدماتی هم دید.

عصر همین روز یکی از بستگان تلفن کرد و گفت:دو موتور سوار در روز روشن جلوی منزلش در قائم شهر دختری را تعقیب کردند و پس از این که متوجه حضور مردم شدند با زدن دختر،فرار کردند.دوربین مداربسته منزلش از ماجرا فیلم گرفته بود و می خواست آن را دراختیار من قرار دهد تا موضوع نبود امنیت اجتماعی رسانه ای شود.

دیروز هم دوستی دیگر تعریف کرد:در خیابان فرهنگ ساری دو موتورسوار جلوی سه پسر دانشجو را که دو نفرشان تهرانی بودند و آن دیگری از بستگان نزدیک همین دوستم بود،گرفتند که بعد از خالی کردن جیب آن ها،متوجه شدند یکی از دانشجوها کارت بانکی دارد.به زور آن جوانک دانشجو را سوار موتور کردند و از نزدیک ترین خودپرداز،کارتش را خالی کردند و بعد پسر را به همان مکان اول برگرداندند و خیلی راحت و در کمال آرامش پی کارشان رفتند!

آن چه در بالا نقل شد چند نمونه از خشونت های اجتماعی در سه شهر مرکزی استان است که در یک هفته گذشته به گوش من رسیده و حتما" اتفاقات بسیاری در مازندران روی می دهد که بی خبر می مانیم و رسانه ای نیز نمی شود.

امروزه هيچ انساني قادر به تامين امنيت كامل نيست، بنابراين در اجتماعي زندگي مي كند كه بتواند با همياري ديگران امنيت را به حوزه اجتماع برگرداند.

حوزه اجتماعي به قلمرو هايي از حريم فرد مربوط مي شود كه در ارتباط با ديگر افراد جامعه است.در همین قلمرو هاست كه امنيت فرد حفظ و يا مورد تهديد قرار مي گيرد.

 ناآرامي هاي شهري، جرائم اجتماعي (سرقت، بزهكاري،بي عفتي)، جرايم جنايي (قتل و جنايت) و آبرو و حيثيت افراد قلمروهاي بيان شده حوزه اجتماعي اند كه بر امنيت اجتماعي افراد تاثير مي گذارد.

آن چه که عیان است،این که خشونت‌ها و پرخاشگری‌ها در جامعه فزونی یافته است یا حداقل از نگاه رسانه ها مغفول نمی ماند و بازتاب آن می نمایاند که درجه اول این خشونت ها ریشه در مسائل اجتماعی دارد و اصولا محصول احساس محرومیت‌های نسبی است.

وقتی توقعات در جامعه‌ای بالا برود و در واقع گروه‌های اجتماعی وسایل لازم برای دستیابی به اهداف مورد نظرشان را نداشته باشند، احساس محرومیت غالب می‌شود و تبعاتی به بار می‌آورد.

 رسانه‌های جمعی هم در روزگار ما روی این موضوع تاثیر بسزایی دارند. وقتی این رسانه‌ها کالاها و خدمات جدید را تبلیغ و ارزش‌های جدید ایجاد می‌کنند، اگر رسیدن به آنها ممکن نباشد حالت خوبی به وجود نمی‌آید و منجر به خشن بودن فرد و جامعه می‌شود.

قدری از این خشن شدن‌ها هم به روش‌های مدیریت و کنترل خشونت اجتماعی برمی‌گردد.

هم چنین شرايط اقتصادي، اجتماعي و سياسي بر شرايط روحي جامعه به طور کلي و تک تک افراد آن تاثير مي‌گذارد.

وضعيت روحي جامعه هم مثل فرهنگ آن تحت تاثير شرايط گفته شده، متغير و بالا و پائين مي‌رود. در دوراني که شرايط اقتصادي براي اکثريت افراد جامعه سخت و ميزان بيکاري بالاست،نیز در نبود مراکز تفريحي و شادي و شادماني براي جوانان و نوجوانان باید منتظر خبرهایی از این دست باشیم.

به نظر مي‌رسد جامعه نسبت به اوضاع اقتصادی معترض است و در اين شرايط،به سمت خشونت منحرف می شود.

در خانواده؛ پدر و مادر عليه همديگر، فرزندان با پدران و مادران. در جامعه مسافر با مسافر، مسافر با راننده، به طور کلي هر شهروند با کوچک‌ترين برخورد شهروند ديگر، صبر و شکيبايي خود را از دست داده با تمام توان تا آخرين نفس به مقابله با هم مي‌پردازند تا در نهايت يکي از پاي در آيد.گاه اگر با شخصی درگير نشود به سراغ خودش مي‌رود و دست به خودکشي مي‌زند.

نمی خواهم بگویم امنیت اجتماعی نداریم اما بسیار شکننده شده است و دیگر قصه دزدهای شب رو را که از دیوار مردم بالا می رفتند باید در کتاب داستان خواند،حالا در روز روشن هم باید حسابی مراقب جیب ات باشی.

*منطق در گفت و گو،دانش در انتقاد

فرصتی دست داد تا دیروز-دوشنبه- در منزل استاد درویشعلی کولاییان،ساعاتی را سپری کنم و از آموزه ها و اندوخته های اندیشه ای او بهره ببرم.

مهندس کولاییان سال 1327 در محله قليچ ساری و در خانواده ای کشاورز به دنیا آمد،دیپلم ریاضی را از دبیرستان پهلوی دريافت کرد. در سال 1346 در رشته مهندسی مکانیک وارد دانشگاه صنعتی شريف( آريامهر سابق) شد. پس از کسب مدرک کارشناسی در این دانشگاه ، تحصیل را تا اخذ مدرک کارشناسی ارشد در انگلستان و در پلی تکنیک پورتسموث که امروز دانشگاه شده، ادامه داد.

او اکنون بازنشسته است و در منزل به پژوهش و نظریه پردازی درباره تاریخ مازندران باستان مشغول است.

من پیش تر نیز درباره او و نیز اثر تازه اش-نگاهی نو به تاریخ مازندران باستان- نوشته بودم.درویشعلی کولاییان با تئوری پردازی و تحلیل تاریخی و نیز بررسی های ژنتیکی و با کمک کتاب سنسکریت،مقاله های مختلفی نوشته و بنیان تاریخ و زبان تبری را به شبهه قاره هند نسبت داده است.


به گفته او مهاجرت تاریخی مردم آریایی قریب چهار هزار سال پیش ، از مبدا و از مکانی واقع در شمال دریای مازندران و به سمت و سوی جنوب همان ناحیه آغاز شد.

گفته می شود دسته ای مهم از آریاییان در نهایت به منطقه ای در شمال هند می رسند و آن جا ساکن می شوند.

گروهی دیگر از این مردم در فلات ایران ساکن می شوند و دسته ای دیگر هم به غرب و به حوزه دریای مدیترانه و شمال بین النهرین می رسند.

به اعتقاد زبان شناسان و از روی قرائن ، همه این مردم آریایی ابتدا به زبانی واحد سخن می گفته اند که امروز دیگر خبری از وجود آن زبان نیست . سنسکریت باستانی کهن ترین شکل از زبان هند و آریایی و زبان تحول یافته آریاییان شمال هند و اشتقاق یافته از همان زبان کهن است .

کولاییان در پژوهش های خود به این نتیجه رسیده که بیش از دو هزار دویست سال پیش و به فاصله ای کوتاه پس از سقوط هخامنشیان و همان زمان که ارتش پیروزمند یونان از مقابل ارتش هند می گریخت، جانشینان اسکندر با دادن امتیازات زیاد، تن به صلح با امپراطور هــنـد می دهند. آن زمان امپراطوری هـند توانسته بود با گسترش قلمرو ،با مناطقی در شرق ایران نیزهمسامان شود.

همان زمان که جانشینان اسکندر، سعی تمام در ایجاد روابطی دوستانه و صلح آمیز با امپراطوری پرقدرت هند می کنند، با دعوت و موافقت سلوکیان ( یونانیان ) ، دسته ای از کشاورزان و دامداران و بازرگانان شمال هند ، توانا در امور کشاورزی و دامداری و تجارت ، به جلگه های جنوب دریای مازندران کوچ می کنند.

استاد با صراحت می گوید که از نظر قومیت و زبان، مردم طبرستان و مازندران حاصل آمیزش اجتماعی دو قوم آریائی پارتی و مهاجرند .

او ریشه تمدن مازندران را در برنج و نهرهای آبی می داند که اطراف حوزه تجن کنده شده است.دیروز همراه استاد از چند نهر در اطراف تجن بازدید کردیم و او توضیح داد که با آمدن مردم مهاجر از شمال هند ، ایجاد کانال های آبیاری و کشت نباتات مختلف به ویژه کشاورزی برنج در منطقه آغازشد.

دامداری و پرورش گاو پون ور ( گاو بومی مازندران و گیلان و یا همان گاو جنگلی )هم بعد از ورود مهاجران در منطقه ما مرسوم شد.

به گفته کولاییان کتاب مشهور کلیله و دمنه برخلاف گمان رایج نـه در هندوستان بلکه در مازندران تالیف شده است.

در 4-3 سال گذشته درویشعلی کولاییان بارها با دکتر منوچهر ستوده-استاد استادان و پژوهشگر و نویسنده بزرگ-نامه نگاری انجام داده،دکتر ستوده از تئوری های جدید او درباره تاریخ و زبان تبری استقبال کرده و مقدمه ای نیز برای کتاب جدید کولاییان نوشته است.دکتر محمدابراهیم باستانی پاریزی نیز از مشوقان و مویدان او بوده و نظریات کولاییان را پایه گذاری تازه ای در تاریخ و ادبیات مازندران قلمداد کرده است.

البته مهندس کولاییان مخالف و مننتقد کم ندارد،کسانی که او را تا مرز تکفیر نیز پیش می برند و باور دارند او شالوده شکنی کرده و اباطیل می نویسد!

عده ای نیز متاسف می شوند که چرا او ریشه ما را در هند قرار داده و نه جای دیگری؛که البته کولاییان می گوید: این نگاه،هدیه استعمار به مردم مشرق است و چرا لفظ یا واژه « آمریکایی» یا «آلمانی » همین معنی را به ما القا نمی کند؟

به گفته او ما در طول تاریخ شاید هرگز شاهد تهاجمی از سوی هند به ایران نبوده ایم و در عوض حمله به هند و غارت این کشور به توسط نادر شاه و سلطان محمود غزنوی را تاریخ از یادمان نمی برد.

هند، از پایه گذاران اصلی تمدن بشری است . بسیاری از محققان تاریخ علم ، تمدن هند را یکی از سه تمدن اصلی جهان می دانند و دو دیگر را، یونان و چین قلمداد می کنند.

استاد کولاییان در زمینه صنعت نفت نیز تئوری دارد و پیش تر آن ها را در برخی مجامع و رسانه های مکتوب انتشار داده است.

او می گوید:در وضعيت امروز ايران باید نفت به طور جداگانه و تفكيك شده در كنترل بي واسطه و مستقيم مردم درآيد و خصوصي سازي واقعي هم همين است؛یعنی پول نفت را دولت به ملت ندهد،بلکه ملت به دولت بدهد و قوه ای در کنار سه قوه دیگر از منتخبان مردم تشکیل شود که پول نفت در اختیار آن باشد.

به گفته استاد، شركت ملي نفت ايران را باید مانند ديگر شركت هاي عظيم در جهان و با سهامداري فردفرد ملت ايران يا در شكلي نزديك به آن اداره كرد.او باور دارد تا زمانی که پول نفت در دست دولت و نه ملت است،مشکلات ایران برای همیشه تاریخ حل نشدنی باقی می ماند.

درویشعلی کولاییان راهی نو را در تاریخ و زبان و فرهنگ کهن دیار ما آغاز کرده و مشغول تولید علم و اندیشه و نه کتاب سازی است.تاختن یک سویه و بدون منطق،به نظریه و تئوری های او کم دانشی منتقدانش را آشکار می سازد.در عصر کنونی پاسخ ها و انتقادها باید از روی منطق و حوصله و دانش باشد.