جمعه 31 خرداد 1392-20:22

فردا اتفاق می افتد

چند نکته درباره انتصابات دولت آینده در مازندران/هیچکدام از نمایندگان کنونی استان از دکتر روحانی حمایت نکردند،بنابراین در انتصابات پیش رو حق اعمال فشار و سهم خواهی ندارند/در عزل و نصب ها معیار باید حق و درستی و سابقه و خوشنامی فرد باشد.باید این احساس دست دهد که بهتر از آن فرد برای مدیریت آن مجموعه پیدا نمی شود.


مازندنومه،سردبیر:این روزها لیست های گوناگون مدیران آتی،دست به دست می شود و همه جا سخن از عزل و نصب های احتمالی دولت آینده در کشور و استان است.

در حالی که بین اصلاح طلبان و فعالان ستاد روحانی در استان گمانه زنی ها برای تصاحب پست ها در دولت یازدهم در حال اجراست،خنده دار چرخش برخی منسوبان و مدیران دولت احمدی نژاد در مازندران است که حتی جمعی از آن ها از جمله یک فرماندار و یک مدیرکل،پنج شنبه گذشته همراه فعالان ستاد روحانی در استان،به دیدار دکتر روحانی رفتند و عده ای دیگر نیز برای ماندن به هر قیمتی یک شبه طرفدار دولت اعتدال شده اند!

گروهی از منسوبان و مدیران احمدی نژادی،این روزها به شدت درپی اتصال به منسوبان بانفوذ ستاد روحانی در استانند؛فرمانداری به دنبال شماره رییس ستاد روحانی در استان می گردد،فرماندار دیگری هرجا می نشیند از روحانی تعریف می کند و خود را به شدت علاقه مند به او نشان می دهد،مدیرکلی-با واسطه-در پی نزدیک شدن به رییس ستاد روحانی در استان است...خلاصه بازار مکاره ای شده منفعت طلبی عده ای و صد البته سوژه روز ما رسانه ها!

800 سال پیش سعدی نوشت:«حکما گفته اند:اگر آب جیات به آبِ روی فروشند،دانا نخرد که مردن به عزت به از زندگی به ذلت.» طلب پست و منصب به بهای ریختن آبرو و زیرپا نهادن عزت خویش معامله خوبی نیست.

به هرحال با توجه به عزل و نصب هایی که به زودی خواهیم داشت،چند نکته و پیشنهاد را به بزرگان ستاد دکتر حسن روحانی در استان ارایه می کنم:

1-در دولت گذشته بسیاری از عزل و نصب ها تحت مدیریت مجموعه دولت نبود و نمایندگان مجلس با اعمال فشار به جابجایی اقدام می کردند.

سیدعلی اکبرطاهایی در نشستی که چند روز پیش با رسانه ها داشت،اذعان کرد که حتی برخی نماینده های مجلس نه برای انتصاب مدیرکل و فرماندار،بلکه برای تعیین و جابه جایی یک کارمند استانداری هم فشار می آورند!

قضیه تحقیق و تفحص از استانداری مازندران نیز گواه دیگری بر این مطلب است که تنها به خاطر مقاومت کوتاه مدت مجموعه استانداری برای تغییر دو فرماندار شهرستان های شرقی استان،به یک باره عَلَم شد.

نمایندگان کنونی مازندران حتی برخی نماینده های اصلاح طلب پیشین از جمله علی اصغر یوسف نژاد تمام قد از محمدباقر قالیباف حمایت کردند و یکی،دو تن نیز از جلیلی و ولایتی.

هیچکدام از نمایندگان کنونی استان از دکتر روحانی حمایت نکردند،بنابراین در انتصابات پیش رو حق اعمال فشار و سهم خواهی ندارند.

در عزل و نصب های دولت جدید در استان تنها باید با نمایندگان هماهنگی کرد و هرگز زیربار گزینه های آنان نرفت،چرا که اولا" دولت روحانی هیچ گونه بدهی به این ها ندارد که بخواهد جبران کند و ثانیا" با اعمال فشار نمایندگان در انتصابات،در بر همان پاشنه خواهد چرخید که در دولت احمدی نژاد بود و تغییرات مثبت دولت اعتدال ملموس و محسوس نخواهد بود.

2-عزل و نصب ها در کشور به روش سنتی اجرا می شود و پایه و شالوده علمی ندارد.پیشنهاد می شود خداقل برای یک بار هم که شده برای هر استان،اتاق فکری تشکیل شود تا بر انتصابات دولت جدید نظارت کند و بهترین ها انتخاب شوند و گزینه های مهمی چون استاندار آینده و مدیران کل و فرمانداران از مجرای این اتاق و کمیته نصب شوند.

البته اعضای اتاق فکر باید تجربه اجرایی،پختگی سنی و مقبولیت کافی داشته باشند،سالم و پاکدست باشند،حسن شهرت داشته باشند و مهم تر این که نفوذپذیر و سفارش پذیر نباشند.

اعضای این اتاق فکر یا کمیته انتصابات،پرونده و برنامه افراد پیشنهاد شده را بررسی کنند تا حق به حقدار برسد و بهترین جابه جایی ها را در مازندران داشته باشیم.

متاسفانه اکنون کار به جایی رسیده که افرادی منفعت طلب خود را به برخی مسئولان ستاد روحانی نزدیک کرده اند و خود را برای مثلا" بخشداری فلان یا معاونت فلان جا معرفی می کنند.

انتصابات باید بر مبنای نزدیکی فرد به شعارهای دکتر روحانی و سابقه مفید اجرایی و علمی،نداشتن سوءشهرت،جوانگرایی نسبی و سایر ویژگی های مدیریتی فرد باشد و نه چیز دیگر.

یادمان باشد انتصابات در دولت خاتمی مبنای رفیق سالاری داشت و در دولت احمدی نژاد نیز مبنای فامیل سالاری.این سد را باید شکست.

3-با توجه به حساسیت های زیادی که در مناطق غربی استان وجود دارد،مدیرانی که برای غرب مازندران در نظر گرفته می شوند،علاوه بر داشتن ويژگی های مدیریتی بالا حتما" باید اهل همان منطقه و بومی باشند.

البته بومی گرایی و بهره گیری از افراد هر منطقه برای مناصب مورد نظر آن حوزه،باید روند جاری انتصاب ها در دولت تازه باشد.

4-ضرورتی ندارد که کل مدیران دولت احمدی نژاد جابه جا شوند و تغییر یابند.در برخی سازمان های تخصصی و فنی که مدیرانش در 8 سال گذشته یک بار هم موضع سیاسی نگرفته اند و مجموعه تحت مدیریت شان نیز از عملکرد او رضایت نسبی دارند،می توانند بدون تغییر بمانند و به خدمت ادامه دهند.

اولویت تغییرات باید ابتدا دستگاه ها و سازمان های سیاسی و منتسب به دولت قبلی باشد،سپس به دنبال تغییر در دستگاه هایی بود که مدیران شان حرفی برای گفتن ندارند و ضعف شان آشکار است.

جابه جایی در اداره ها و دستگاه های غیر سیاسی و نیز تغییر تا پایین ترین سطوح مدیریتی،به هیچ وجه توصیه نمی شود. عزل و نصب ها باید با کم ترین عوارض ناشی از تغییر مدیریت بر پرسنل و مردم اجرا شود.

حرف آخر:

در عزل و نصب ها معیار باید حق و درستی و سابقه و خوشنامی فرد باشد.باید این احساس دست دهد که بهتر از آن فرد برای مدیریت آن مجموعه پیدا نمی شود.

همان طور که در مقدمه این نوشته گفته شد باید شدیدا" مراقب برخی ابن الوقت ها و فرصت طلب ها و همین طور چرخش سیاسی تنانی از مدیران احمدی نژاد بود.

همگی ماجرای حاج ابراهیم خان کلانتر-صدر اعظم لطفعلی خان زند- را شنیده ایم که با مشاهده اقتدار آغامحمد خان قاجار و نفوذ او،یک شبه به سمت شاه آینده قاجار گرایش پیدا و در نتیجه به لطفعلی خان خیانت کرد و در دروازه شیراز را به روی لشکر آغامحمدخان گشود.

او پس از این چزخش در حکومت بعدی-قاجاریه-نیز صدراعظم ماند،اما مدتی بعد شاه قاجار او را سر به نیست کرد؛به این دلیل که کسی که به شاه سابق خود خیانت کرد،از کجا معلوم به شاه جدید نیز خیانت نکند؟!